-------
اگر پیاده هم شده است سفر کن
در ماندن می پوسی...
هجرت کلمه بزرگی در تاریخ "شدن" انسان هاست
-------------
انسان در زیر بار سنگین موفقیت هایش دارد مسخ میشود,
علم امروز انسان را دارد به یک حیوان قدرتمند بدل میکند.
تو هرچه میخواهی باشی باش, اما... آدم باش
----
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید,
هرچند آنچه می بینی جز رنج و پریشانی نباشد.
اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل نکن...
------
خدا از آدم هایی که ضعف خود را می خواهند با خداپرستی جبران کنند بیزار است!
خدا دوست دار آشناست،عارف عاشق می خواهد،نه مشتری بهشت
-------------
چاپلوسی یونجه لطیفی است برای درازگوشان دنبه دار خوشحال!---------
آنها که گستاخی آن را داشته اند که تقدیر را بشکنند و خود بر پیشانی خود بنویسند٬درختهای لجوجی بودند که از کویر روئیدند و در اتش٬برگ و بار افشاندند.
دکتر علی شریعتی
روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. ( شریعتی )
همواره، تو را سپاس ميگذارم
كه هر چه در راه تو و در راه پيام تو، يشتر ميروم و بيشتر رنج ميبرم. آنها كه بايد مرا بنوازند، ميزنند، آنها كه بايد همگامم باشند، سد راهم ميشوند، آنها كه بايد حقشناسي كنند، حقكشي ميكنند،
آنها كه بايد دستم را بفشارند، سيلي ميزنند، آنها كه بايد در برابر دشمن دفاع كنند، پيش از دشمن حمله ميكنند و آنها كه بايد در برابر سمپاشيهاي بيگانه، ستايشم كنند، تقويتم كنند، اميدوارم كنند، سرزنشم ميكنند، تضعيفم ميكنند، نوميدم ميكنند، تا در راه تو از تنها پايگاهي كه چشم ياري ميدارم، نوميد شوم، چشم ببندم، رانده شوم... تا تنها اميدم تو شوي، چشم انتظارم تنها به روي تو باز ماند، تنها از تو ياري طلبم و در حسابي كه با تو دارم شريكي ديگر نباشد.
علی شریعتی
سرم از سیل و باران بی امان حرف ها و هیاهوهای بی ثمر صدا برداشته است؛حتی در خلوت ساکت خوابگاهم هیاهو می شنوم!
مثل اینکه هوا و فضا و در و دیوار و زمین و آسمان دارند با من از هر گوشه حرف می زنند!
پرده های گوشم درد می کند،چه نوروز خلوت و شلوغی داشتم پارسال و چه نوروز شلوغ و خلوتی دارم امسال!
چقدر با هم فرق دارند!
"شهید دکتر علی شریعتی"
(مجموعه آثار 33)
(گفتگوهای تنهایی/جلد اول/ص 203)

